1
00:00:00,810 --> 00:00:02,400
‫تحت تعقیب:
‫فلامِ قاتل!!

2
00:00:02,890 --> 00:00:04,900
‫برگرد اینجا دختره!

3
00:00:04,900 --> 00:00:06,400
‫همون دختر برده‌ست!

4
00:00:12,780 --> 00:00:14,950
‫حالا نوچه‌های «دین» هم پیداشون شد.

5
00:00:15,370 --> 00:00:17,910
‫احتمالاً به خونه ما هم سرک کشیدن.

6
00:00:18,200 --> 00:00:19,360
‫میلکت!

7
00:00:34,010 --> 00:00:35,400
‫ارباب...

8
00:00:36,190 --> 00:00:37,680
‫دلت برای فلام تنگ شده؟

9
00:00:38,660 --> 00:00:41,780
‫خـ-خواهش می‌کنم مسخره‌ام نکنید،
‫خانم اترنا.

10
00:00:41,780 --> 00:00:44,900
‫منظورم اینه که با چیزهایی که بیرون می‌بینی،

11
00:00:45,440 --> 00:00:47,860
‫می‌تونم درک کنم که نگران باشی.

12
00:00:55,670 --> 00:00:57,280
‫ارباب...

13
00:02:29,000 --> 00:02:31,710
‫جدایی‌ها
‫دیدارها

14
00:02:31,710 --> 00:02:34,010
‫دیدارها و جدایی‌ها

15
00:02:37,990 --> 00:02:41,520
‫نمی‌خوام تا خونه دنبالم بیان.

16
00:02:41,520 --> 00:02:43,600
‫همینجا دکشون می‌کنم.

17
00:02:44,310 --> 00:02:45,770
‫همونجا وایسا!

18
00:02:45,770 --> 00:02:47,400
‫بمیر، دختره‌ی برده!

19
00:02:51,570 --> 00:02:53,010
‫گرفتمش!

20
00:03:03,010 --> 00:03:04,620
‫ایـ... این دیگه چی بود؟

21
00:03:18,100 --> 00:03:20,430
‫خودتون شروع کردین!

22
00:03:21,470 --> 00:03:23,430
‫اگه بلایی سرتون اومد پای خودتونه!

23
00:03:24,270 --> 00:03:25,260
‫جاخالی داد؟

24
00:03:25,260 --> 00:03:26,770
‫این یه برده معمولی نیست!

25
00:03:27,040 --> 00:03:29,140
‫برید دنبالش، احمق‌ها!

26
00:03:37,430 --> 00:03:39,490
‫همه جا هستن.

27
00:03:41,070 --> 00:03:42,270
‫میلکت...

28
00:03:42,780 --> 00:03:46,370
‫اترنا، لطفاً مراقب میلکت باش.

29
00:03:48,460 --> 00:03:51,790
‫تحت تعقیب:
‫فلامِ قاتل!!

30
00:03:49,750 --> 00:03:51,790
‫«فلامِ قاتل»؟

31
00:03:52,150 --> 00:03:54,760
‫اون عوضی‌ها رفتن
‫از این چرت‌وپرت‌ها هم چاپ کردن؟

32
00:03:54,760 --> 00:03:56,760
‫پیداش کردم! فلامِ قاتله!

33
00:04:03,890 --> 00:04:05,980
‫اونجا افتاد!

34
00:04:08,230 --> 00:04:11,440
‫لعنتی، هرجا می‌رم هستن.

35
00:04:11,970 --> 00:04:13,170
‫چیکار کنم؟

36
00:04:17,350 --> 00:04:21,450
‫با این وضعیتی که جلوم رو گرفتن،
‫حتی نمی‌تونم برم خونه.

37
00:04:22,430 --> 00:04:24,360
‫دارم خسته می‌شم.

38
00:04:36,710 --> 00:04:39,530
‫آخر خطه، دختره‌ی برده.

39
00:04:39,530 --> 00:04:40,430
‫دین!

40
00:04:42,550 --> 00:04:44,890
‫فکر نمی‌کردم خودت شخصاً پیدات بشه.

41
00:04:44,890 --> 00:04:48,970
‫هه. فقط دلم خواست
‫تو این شکار روباه شرکت کنم.

42
00:04:48,970 --> 00:04:51,390
‫تا الان دیگه باید حسابی از پا دراومده باشی، نه؟

43
00:04:51,390 --> 00:04:55,150
‫تسلیم شو و بهم تعظیم کن، فلام اپریکات.

44
00:04:55,150 --> 00:04:56,990
‫شرمنده ولی راه نداره.

45
00:04:56,990 --> 00:05:00,360
‫پس ترجیح می‌دی همینجا بمیری
‫و بری پیش اون دوست مومیاییت؟

46
00:05:03,180 --> 00:05:05,260
‫با میلکت چیکار کردی؟

47
00:05:05,260 --> 00:05:07,750
‫می‌دونی، اگه فقط می‌کشتیمش
‫که اصلاً حالی نمی‌داد.

48
00:05:08,150 --> 00:05:09,990
‫مگه نه، بچه‌ها؟

49
00:05:21,140 --> 00:05:22,470
‫چقدر پست و کثیفی.

50
00:05:22,470 --> 00:05:23,720
‫فیل.

51
00:05:27,550 --> 00:05:29,340
‫اوپس! دستم سُر خورد!

52
00:05:29,340 --> 00:05:36,440
‫این یه سم کمیابه.
‫شایعه‌ست که حتی یه اژدها رو هم از پا درمیاره.

53
00:05:36,770 --> 00:05:41,400
‫و این هم یه دختر کوره‌ست
‫که از تو خیابون جمعش کردیم.

54
00:05:41,800 --> 00:05:44,870
‫دختر خوبی باش و اینو بنوش، خانم کوچولو.

55
00:05:45,190 --> 00:05:47,700
‫یالا، تا تهش برو بالا.

56
00:05:47,700 --> 00:05:50,020
‫بده بره پایین.

57
00:05:51,330 --> 00:05:53,750
‫تمومش کن! این دختر
‫چه ربطی به قضیه ما داره؟

58
00:05:54,100 --> 00:05:55,860
‫خیلی خب پس.

59
00:05:55,860 --> 00:05:58,320
‫اگه تو اینو بنوشی
‫و به جاش بمیری،

60
00:05:58,320 --> 00:06:00,640
‫ولش می‌کنم بره.

61
00:06:08,420 --> 00:06:09,630
‫لعنت بهش!

62
00:06:09,630 --> 00:06:11,430
‫هوو، یواش!

63
00:06:12,150 --> 00:06:14,100
‫قراره بنوشیش، مگه نه؟

64
00:06:15,140 --> 00:06:19,440
‫تو خیلی بچه‌مثبتی، نمی‌تونی
‫زجر کشیدنش رو ببینی. پس بخور بره!

65
00:06:25,860 --> 00:06:27,580
‫خوردش!

66
00:06:59,730 --> 00:07:03,870
‫بیتلی، دولف... انتقامتون رو گرفتم.

67
00:07:06,910 --> 00:07:08,130
‫دین.

68
00:07:08,880 --> 00:07:11,290
‫اوه، به‌موقع اومدی.

69
00:07:11,290 --> 00:07:13,840
‫همین الان انتقام بیتلی و دولف رو گرفتم.

70
00:07:19,310 --> 00:07:21,090
‫د-دختر برده؟!

71
00:07:21,090 --> 00:07:23,960
‫امکان نداره! اون باید مرده باشه!

72
00:07:24,430 --> 00:07:28,000
‫گفتی اگه سم رو بخورم،
‫ولش می‌کنی بره.

73
00:07:28,800 --> 00:07:30,150
‫نگفتی؟

74
00:07:31,760 --> 00:07:35,230
‫گفتم اگه به جاش بمیری
‫ولش می‌کنم بره!

75
00:07:35,230 --> 00:07:37,680
‫آ-آره، ای هیولا!

76
00:07:37,680 --> 00:07:39,900
‫آخه کی اون سم کشنده رو می‌خوره و زنده می‌مونه؟!

77
00:07:40,210 --> 00:07:43,280
‫چطور تونستی یه دختر بی‌گناه رو
‫قاطی این کثافت‌کاریات کنی؟

78
00:07:46,220 --> 00:07:50,030
‫آشغالایی مثل شما باید بمیرن!

79
00:07:58,210 --> 00:07:59,580
‫جدی می‌گی؟

80
00:07:59,580 --> 00:08:00,530
‫عقب‌نشینی کنید!

81
00:08:00,530 --> 00:08:05,160
‫چی داری می‌گی؟
‫بیاین خودمون کلکش رو بکنیم!

82
00:08:06,080 --> 00:08:06,800
‫دین!

83
00:08:09,190 --> 00:08:10,050
‫دین!

84
00:08:10,340 --> 00:08:11,670
‫موضوع چیه؟

85
00:08:11,670 --> 00:08:13,970
‫اینجا چه خبره؟

86
00:08:17,030 --> 00:08:18,600
‫دین فینیاس...

87
00:08:19,490 --> 00:08:20,560
‫همینجایی که.

88
00:08:24,440 --> 00:08:26,650
‫فلامِ قاتل شناسایی شد.

89
00:08:26,650 --> 00:08:27,740
‫بکشیدش!

90
00:08:28,050 --> 00:08:30,750
‫ده نفرن... نه، حتی بیشتر.

91
00:08:32,280 --> 00:08:36,340
‫تسلیم شو و بمیر، یا بجنگ و با زجر بمیر.

92
00:08:37,290 --> 00:08:41,010
‫این اولین باری نبود که فلام
‫با این انتخاب روبرو می‌شد،

93
00:08:41,010 --> 00:08:44,330
‫و جوابش هم همون همیشگی بود.

94
00:08:45,450 --> 00:08:46,920
‫خجالت بکشید،

95
00:08:47,690 --> 00:08:50,800
‫شماهایی که از بانو نافرمانی کردین
‫و مایه ننگ پادشاهی شدین.

96
00:08:51,590 --> 00:08:52,720
‫کی اونجاست؟

97
00:08:53,680 --> 00:08:55,060
‫اگه فسادی تو ارتش باشه،

98
00:08:55,630 --> 00:08:58,440
‫من، اوتیلی فوکلپی، ریشه‌کَنش می‌کنم!

99
00:08:59,980 --> 00:09:02,890
‫سـ-سپهبد اوتیلی؟

100
00:09:08,790 --> 00:09:11,240
‫اون دومین افسر عالی‌رتبه ارتش سلطنتیه.

101
00:09:15,210 --> 00:09:17,240
‫هنرهای قتل‌عام...

102
00:09:17,950 --> 00:09:19,550
‫آنگوئیس!

103
00:09:27,750 --> 00:09:29,530
‫دین، این یکی دردسره!

104
00:09:29,530 --> 00:09:30,620
‫آره، در می‌ریم!

105
00:09:32,010 --> 00:09:33,850
‫نمی‌تونید قسر در برید!

106
00:09:34,930 --> 00:09:36,220
‫بجنب، دین!

107
00:09:37,100 --> 00:09:38,360
‫دین!

108
00:09:40,020 --> 00:09:42,400
‫فیل! تو همونجایی که می‌دونی می‌بینمت!

109
00:09:42,400 --> 00:09:43,300
‫باشه!

110
00:09:58,160 --> 00:10:00,900
‫گذاشتم فرار کنه. چقدر بی‌دقتم.

111
00:10:01,690 --> 00:10:03,100
‫بانو اوتیلی.

112
00:10:03,100 --> 00:10:04,620
‫دیر کردید.

113
00:10:04,620 --> 00:10:07,200
‫این احمق‌ها رو دستگیر کنید.

114
00:10:07,200 --> 00:10:09,510
‫باید تو دادگاه نظامی محاکمه بشن.

115
00:10:09,510 --> 00:10:10,170
‫بله قربان!

116
00:10:11,380 --> 00:10:14,020
‫می‌تونید خیالتون راحت باشه.
‫پادشاهی هرگز آسیبی به—

117
00:10:14,020 --> 00:10:16,490
‫اوتیلی! خیلی وقته ندیدمت!

118
00:10:20,870 --> 00:10:22,350
‫فلام؟!

119
00:10:22,630 --> 00:10:25,230
‫تو اینجا چیکار می‌کنی، فلام اپریکات،

120
00:10:25,230 --> 00:10:27,600
‫و اون دیگه چیه رو صورتت؟!

121
00:10:27,600 --> 00:10:30,940
‫داستانش درازه.

122
00:10:35,880 --> 00:10:38,100
‫حالت خوبه؟

123
00:10:38,760 --> 00:10:41,950
‫این صدا... حتماً شمایید
‫که قبلاً نجاتم دادین.

124
00:10:42,360 --> 00:10:44,920
‫کجا زندگی می‌کنی؟ تا خونه می‌رسونمت.

125
00:10:44,920 --> 00:10:47,460
‫کجا زندگی می‌کنم؟ امم...

126
00:10:48,360 --> 00:10:50,920
‫نمی‌دونم. فراموشی گرفتم.

127
00:10:51,210 --> 00:10:52,010
‫ها؟

128
00:10:52,550 --> 00:10:54,480
‫خب، این اصلاً جالب نیست.

129
00:11:02,550 --> 00:11:03,680
‫ارباب.

130
00:11:03,680 --> 00:11:07,390
‫میلکت! خیلی خوشحالم که سالمی!

131
00:11:08,960 --> 00:11:13,340
‫می‌دونستم مراقبش هستی، اترنا.

132
00:11:13,340 --> 00:11:15,530
‫مشکلی نبود.
‫اون آشغال‌ها رو شستم و بردم...

133
00:11:22,540 --> 00:11:24,750
‫با جادوی «آکوا استریم»م.

134
00:11:25,250 --> 00:11:27,370
‫واقعاً ازت ممنونم.

135
00:11:27,370 --> 00:11:28,500
‫خواهش می‌کنم.

136
00:11:28,500 --> 00:11:29,460
‫چـ-چـ-چـ-چی...

137
00:11:29,460 --> 00:11:31,590
‫چی؟ تو هم؟!

138
00:11:31,880 --> 00:11:34,800
‫چرا «جادوگر بی‌زمان»،
‫اترنا راینبو، اینجاست؟!

139
00:11:35,600 --> 00:11:37,180
‫می‌پرسی چرا؟

140
00:11:37,560 --> 00:11:39,990
‫از گروه اومدم بیرون.
‫دیگه داشت حوصلمو سر می‌برد.

141
00:11:42,470 --> 00:11:44,220
‫لعنت بهت،

142
00:11:44,220 --> 00:11:46,550
‫ژان اینتیج!

143
00:11:47,320 --> 00:11:52,000
‫پدر و مادر فلام، اونو به من سپرده بودن!

144
00:11:52,870 --> 00:11:57,110
‫وقتی به عنوان قهرمان انتخاب شدم،
‫اوتیلی اومد دنبالم.

145
00:11:57,110 --> 00:12:00,590
‫تو اون سفر چند روزه از روستام
‫تا پایتخت، اون اسکورتم کرد.

146
00:12:02,610 --> 00:12:03,990
‫نمی‌دونم چی بگم.

147
00:12:04,310 --> 00:12:06,610
‫اوه، نگران من نباش.

148
00:12:07,130 --> 00:12:09,460
‫حالم خوبه.

149
00:12:09,780 --> 00:12:11,670
‫که اینطور؟

150
00:12:24,530 --> 00:12:27,250
‫خیالم راحت شد که می‌بینم حالت خوبه.

151
00:12:31,580 --> 00:12:34,610
‫خب، فلام، این دختری که
‫آوردی اینجا کیه؟

152
00:12:34,610 --> 00:12:36,150
‫اوه، این؟

153
00:12:37,110 --> 00:12:39,150
‫دین اونو گروگان گرفته بود.

154
00:12:39,700 --> 00:12:42,530
‫می‌گه فراموشی داره.

155
00:12:42,910 --> 00:12:45,200
‫حتماً بلایی سرش اومده.

156
00:12:45,610 --> 00:12:48,660
‫اشکالی نداره یه مدت
‫پیش ما بمونه؟

157
00:12:48,950 --> 00:12:52,790
‫من که خودم اینجا چترپلاسم.
‫نیازی به اجازه من نداری.

158
00:12:52,790 --> 00:12:53,780
‫البته.

159
00:12:53,780 --> 00:12:56,050
‫خیلی ممنون می‌شم.

160
00:12:56,740 --> 00:13:00,650
‫همه‌چیز از اولش تقصیر فساد تو ارتش سلطنتی بود
‫که به اینجا کشیده شد.

161
00:13:00,650 --> 00:13:04,650
‫واقعاً شرمنده‌ام که اینقدر براتون دردسر درست کردم.

162
00:13:04,650 --> 00:13:07,530
‫دشمنت شرمنده. همش تقصیر دین بود.

163
00:13:08,790 --> 00:13:14,130
‫اون با مدارکی که از خلاف‌کاری‌های نگهبان‌های منطقه غربی داشت،
‫ازشون باج‌گیری می‌کرد.

164
00:13:14,990 --> 00:13:18,190
‫انگار بی‌دلیل اسمش فینیاس نیست.

165
00:13:18,930 --> 00:13:20,200
‫فینیاس؟

166
00:13:20,630 --> 00:13:22,610
‫اوه، نمی‌دونستی؟

167
00:13:24,140 --> 00:13:27,850
‫اون پسر بزرگ خاندان فینیاسه،
‫یه خانواده اشرافی ورشکسته.

168
00:13:27,850 --> 00:13:30,760
‫چی؟ دین قبلاً اشراف‌زاده بوده؟!

169
00:13:30,760 --> 00:13:31,480
‫بله.

170
00:13:31,480 --> 00:13:35,370
‫دانش، هوش و مکرش اونو از بقیه
‫اراذل و اوباش معمولی متمایز می‌کنه.

171
00:13:35,370 --> 00:13:40,360
‫اینجوری بود که نفوذش رو
‫تو منطقه غربی بیشتر کرد.

172
00:13:40,360 --> 00:13:43,540
‫با بالا گرفتن درگیری بین کلیسا
‫و ارتش سلطنتی،

173
00:13:43,540 --> 00:13:47,140
‫شنیدیم که نگهبان‌های منطقه غربی
‫افتادن زیر نفوذ اون.

174
00:13:47,420 --> 00:13:51,320
‫بانو تصمیم گرفتن که باید فوراً
‫به این قضیه رسیدگی بشه.

175
00:13:52,160 --> 00:13:53,510
‫«بانو»؟

176
00:13:55,410 --> 00:13:56,240
‫اوه اوه.

177
00:13:56,610 --> 00:14:05,160
‫منظورم کسی نیست جز هنریتِ عزیزم،
‫ژنرال ارتش سلطنتی! جـــیغ!

178
00:14:05,510 --> 00:14:08,790
‫وای، همین الان می‌تونم پاهای دوست‌داشتنیش رو
‫تصور کنم! پشت زانوهاش!

179
00:14:08,790 --> 00:14:11,790
‫انگشت‌های ظریفش! اون فاصله
‫بین انگشت اشاره و میانیش!

180
00:14:11,790 --> 00:14:13,330
‫پشت گردنش! پشت گوش‌هاش!

181
00:14:13,330 --> 00:14:16,590
‫سوراخ‌های دماغش! لب‌هاش!

182
00:14:16,590 --> 00:14:22,660
‫آه، با اون چشم‌های زیبا بهم زل نزن!

183
00:14:25,310 --> 00:14:27,680
‫امم... انگار کلاً از خود بی‌خود شد.

184
00:14:28,010 --> 00:14:29,970
‫همیشه همینجوریه؟

185
00:14:29,970 --> 00:14:31,520
‫اوه، آره.

186
00:14:31,520 --> 00:14:35,520
‫تو راه پایتخت هم چند بار
‫همینطوری قاطی کرد.

187
00:14:36,230 --> 00:14:37,610
‫به نظر می‌رسه حسابی مکافات داشتی.

188
00:14:37,610 --> 00:14:38,470
‫من که اینطور فکر نمی‌کنم.

189
00:14:38,940 --> 00:14:41,150
‫بانو همینجوریش هم سرش حسابی شلوغه.

190
00:14:41,150 --> 00:14:45,580
‫آخه چرا اون دینِ احمق
‫باید اینقدر براش دردسر درست کنه؟

191
00:14:45,580 --> 00:14:51,180
‫واسه همینه که هیچ‌وقت فرصت نمی‌کنم
‫با خیال راحت باهاش گپ بزنم!

192
00:14:51,180 --> 00:14:52,130
‫از دست رفت.

193
00:14:53,830 --> 00:14:55,580
‫تحت تعقیب:
‫فلامِ قاتل!!

194
00:14:54,220 --> 00:14:57,170
‫وقتی اینو دیدم خیلی نگران شدم،
‫برای همین اومدم یه سر بهت بزنم.

195
00:14:57,640 --> 00:15:00,300
‫ممنون، سارا.

196
00:15:00,660 --> 00:15:01,800
‫این دختره کیه؟

197
00:15:01,800 --> 00:15:05,100
‫اوه، ایشون سارا هستن، یکی از
‫راهبه‌های کلیسای منطقه مرکزی.

198
00:15:05,100 --> 00:15:08,740
‫و ایشون هم اوتیلی هستن،
‫سپهبد ارتش سلطنتی.

199
00:15:08,740 --> 00:15:09,970
‫از آشناییتون خوشبختم.

200
00:15:09,970 --> 00:15:11,260
‫باعث افتخاره.

201
00:15:12,220 --> 00:15:14,730
‫ارتش سلطنتی... و کلیسا؟

202
00:15:18,420 --> 00:15:19,500
‫یه هیولا؟

203
00:15:19,500 --> 00:15:20,570
‫آره.

204
00:15:20,920 --> 00:15:24,360
‫نزدیک کوه‌ها تو روستایی به اسم «آنیچیدی» بهش برخوردیم.

205
00:15:24,360 --> 00:15:29,570
‫آره! اونجا یه مرکز تحقیقاتی متروکه کلیسا هم بود!

206
00:15:29,880 --> 00:15:36,020
‫کلیسا کلی تیم تحقیقاتی داره. حتماً یکی از همون‌ها بوده.

207
00:15:36,020 --> 00:15:38,490
‫راستی تا حرفش شد یادم اومد.

208
00:15:38,490 --> 00:15:42,570
‫یادتونه اونجا یه زنی که صورتش مارپیچی بود بهمون حمله کرد؟

209
00:15:42,570 --> 00:15:43,820
‫صورت مارپیچی؟

210
00:15:43,820 --> 00:15:48,840
‫اون زن همون لباس‌هایی تنش بود که بچه‌های یتیم‌خونه کلیسا می‌پوشن.

211
00:15:48,840 --> 00:15:49,830
‫چی؟

212
00:15:50,270 --> 00:15:54,020
‫یعنی دارن رو بچه‌های یتیم آزمایش می‌کنن؟

213
00:15:54,390 --> 00:15:56,770
‫یه احتمال خیلی قوی و منطقیه.

214
00:15:57,820 --> 00:15:59,700
‫این اصلاً قابل‌قبول نیست.

215
00:16:01,340 --> 00:16:04,140
‫اوه، نزدیک بود یادم بره!

216
00:16:04,140 --> 00:16:07,510
‫مگه تو یه شمشیر نفرین‌شده دستت نبود؟

217
00:16:07,510 --> 00:16:10,540
‫اوه، آره. این کارِ مهارت «وارونگی»عه.

218
00:16:10,540 --> 00:16:11,380
‫وارونگی؟

219
00:16:11,380 --> 00:16:15,820
‫آره. انگار می‌تونم اثر نفرین‌ها رو برعکس کنم.

220
00:16:15,820 --> 00:16:19,540
‫اصلاً نمی‌دونستم اون قابلیت نادر رو می‌شه این‌طوری استفاده کرد.

221
00:16:19,540 --> 00:16:22,380
‫خودمم تازه متوجهش شدم.

222
00:16:22,790 --> 00:16:26,590
‫اگه تو سفرمون اینو فهمیده بودیم، هیچ‌وقت به عنوان برده فروخته نمی‌شدی.

223
00:16:27,780 --> 00:16:28,970
‫کاش می‌تونستم بیشتر کمکت کنم.

224
00:16:29,840 --> 00:16:33,480
‫خودتو سرزنش نکن. حتی خودمم نمی‌دونستم.

225
00:16:33,480 --> 00:16:34,280
‫هان؟

226
00:16:37,960 --> 00:16:40,460
‫پس تو رو برای گروه انتخاب کردن...

227
00:16:40,460 --> 00:16:45,610
‫چون کلیسا می‌دونست «وارونگی» چقدر می‌تونه موثر باشه؟ همینه؟

228
00:16:45,610 --> 00:16:50,800
‫وگرنه اصلاً منطقی نبود کسی رو انتخاب کنن که تمام مهارت‌هاش صفره.

229
00:16:51,640 --> 00:16:58,330
‫اما اگه کلیسا فقط قدرتش رو می‌خواست، خیلی راحت می‌تونستن بدزدنش.

230
00:16:58,630 --> 00:17:04,090
‫چرا من برای مبارزه با «ارباب شیاطین» انتخاب شدم؟

231
00:17:05,030 --> 00:17:06,680
‫ارزش من چیه؟

232
00:17:07,840 --> 00:17:09,550
‫ارباب.

233
00:17:16,840 --> 00:17:18,760
‫ممنون، میلکت.

234
00:17:22,650 --> 00:17:23,730
‫در هر صورت،

235
00:17:24,130 --> 00:17:26,690
‫شکی نیست که کلیسا تو همه این ماجراها دست داره.

236
00:17:27,170 --> 00:17:30,530
‫من همیشه فکر می‌کردم تحقیقات مخفیانه کلیسا...

237
00:17:30,530 --> 00:17:34,310
‫برای اینه که دوباره به قلمرو شیاطین حمله کنن.

238
00:17:35,150 --> 00:17:39,620
‫اما با توجه به قدرت فلام، شاید هدف دیگه‌ای دارن.

239
00:17:40,000 --> 00:17:43,910
‫به هر حال، خوشحالم که می‌بینم افراد دیگه‌ای هم هستن...

240
00:17:43,910 --> 00:17:45,580
‫که به کارای کثیف کلیسا شک دارن.

241
00:17:46,400 --> 00:17:50,810
‫می‌تونیم بازم این‌طوری همو ببینیم و تبادل اطلاعات کنیم؟

242
00:17:50,810 --> 00:17:51,900
‫البته.

243
00:17:51,900 --> 00:17:53,900
‫منم کمک می‌کنم.

244
00:17:53,900 --> 00:17:55,550
‫هرچی بیشتر، بهتر.

245
00:17:56,070 --> 00:17:57,490
‫پس قرارمون همین شد.

246
00:18:00,030 --> 00:18:04,220
‫اگه زمانی کمک خواستی بیا پادگان قلعه سلطنتی.

247
00:18:04,220 --> 00:18:05,060
‫حتماً.

248
00:18:08,230 --> 00:18:11,780
‫خیلی خوبه که اوتیلی تو تیممونه.

249
00:18:12,410 --> 00:18:16,450
‫دلم نمی‌خواد دیگه خودتون رو به خطر بندازید، ارباب.

250
00:18:16,920 --> 00:18:21,810
‫امروز هم برای مبارزه با دین حتماً جونتون رو به خطر انداختید.

251
00:18:21,810 --> 00:18:24,920
‫اوه، اصلاً جای نگرانی نبود.

252
00:18:24,920 --> 00:18:26,050
‫واقعاً؟

253
00:18:26,050 --> 00:18:27,540
‫امم، اِ...

254
00:18:30,400 --> 00:18:33,450
‫نمی‌تونم بهت دروغ بگم، میلکت.

255
00:18:33,450 --> 00:18:37,420
‫پس واقعاً تو خطر بودید.

256
00:18:37,420 --> 00:18:39,830
‫اما خوشحالم که حالتون خوبه.

257
00:18:39,830 --> 00:18:42,640
‫می‌دونستم منتظرمی.

258
00:18:42,640 --> 00:18:44,510
‫برای همین هر طور که شده باید برمی‌گشتم خونه.

259
00:18:45,130 --> 00:18:46,020
‫از شنیدنش خوشحالم.

260
00:18:46,710 --> 00:18:49,690
‫منم خوشحالم که اینو می‌گی.

261
00:18:58,730 --> 00:19:00,910
‫حتماً خیلی خسته بوده.

262
00:19:01,470 --> 00:19:04,530
‫آره، این همون لباس یتیم‌خونه کلیساست.

263
00:19:10,190 --> 00:19:12,440
‫واقعاً درسته که بدون اجازه لباساشو دربیاریم؟

264
00:19:12,440 --> 00:19:13,920
‫یه چیزی ذهنمو درگیر کرده.

265
00:19:17,740 --> 00:19:20,180
‫تتوهای جادویی؟

266
00:19:21,940 --> 00:19:25,190
‫یعنی اون... از یه مرکز تحقیقاتی فرار کرده؟

267
00:19:28,890 --> 00:19:31,570
‫من مراقبشم.

268
00:19:48,700 --> 00:19:52,090
‫قسم می‌خورم تقاصشو پس می‌دن!

269
00:19:58,990 --> 00:20:00,880
‫اون فیله؟ یا شایدم...

270
00:20:04,380 --> 00:20:05,270
‫کانیس!

271
00:20:05,270 --> 00:20:08,310
‫اینجایی، دین.

272
00:20:08,620 --> 00:20:10,150
‫اومدی دنبالم؟

273
00:20:11,080 --> 00:20:13,900
‫اوه، زحمت بلند شدن به خودت نده.

274
00:20:17,480 --> 00:20:19,990
‫تو... تو منو به ارتش فروختی؟!

275
00:20:20,260 --> 00:20:24,330
‫وقتی یه وجب بچه بتونه شکستت بده، دیگه به دردی نمی‌خوری.

276
00:20:24,700 --> 00:20:28,050
‫از اینجا به بعد من کنترل منطقه غربی رو دست می‌گیرم.

277
00:20:28,050 --> 00:20:30,960
‫تا الان خسته نباشی، «آقا دین».

278
00:20:32,320 --> 00:20:35,500
‫لعنت بهت، غول‌تشن!

279
00:20:36,430 --> 00:20:37,590
‫برو کنار!

280
00:20:39,340 --> 00:20:40,970
‫بیفتین دنبالش! نذارین در بره!

281
00:20:45,370 --> 00:20:49,310
‫هرطور که شده... من...

282
00:20:49,790 --> 00:20:53,720
‫فقط صبر کن، فلام اپریکات!

283
00:20:55,850 --> 00:20:56,800
‫اون چیه؟

284
00:21:02,940 --> 00:21:06,350
‫اون دیگه چه کوفتیه؟

285
00:21:21,740 --> 00:21:22,800
‫فیل؟

286
00:21:23,270 --> 00:21:24,730
‫خودتی، فیل؟

287
00:21:25,250 --> 00:21:28,380
‫دین نوچه‌اش رو صدا زد—

288
00:21:28,380 --> 00:21:31,820
‫همونی که برای محافظت از اون، با شمشیر اوتیلی از پا دراومده بود.

289
00:21:31,820 --> 00:21:33,170
‫اون فیل بود.

290
00:21:33,970 --> 00:21:35,940
‫هی، فیل! منم!

291
00:21:35,940 --> 00:21:37,080
‫دین‌ـم!

292
00:21:37,080 --> 00:21:40,450
‫چـ-چی شده؟ جواب بده، فیل!

293
00:21:40,450 --> 00:21:43,740
‫یا حداقل، یه زمانی فیل بود.

294
00:21:44,390 --> 00:21:47,480
‫اما تو اون لحظه، دیگه فیلی در کار نبود.

298
00:23:37,650 --> 00:23:39,980
‫شکوفایی و پژمردگی

